
بالاخره بعد از اینهمه وقت، یه چیز نو از رستاک شنیدیم. + ملاقاتی - رستاک حلاجریتم و ملودی اصا یه وضی! شعرشم خب رستاک همیشه شعراش غافلگیر کنندس. بلااستثنا. ولی این از اون دسته ای بود که از اون لبخندا داره موقع سورپرایزاش. یه نمه مدل صداشم عوض کرده نه؟ + رادیو چهرازی.بچسبد به: دلبریای زندگی...
ادامه مطلب
استاد گفت حالا هرکدوم یه اسم واسه خودتون انتخاب کنین. من شدم امیلی :)دیگه با این اسما صدامون میزد :)) آلیس، ماری، انزو، کلارا، الکساندر، ... چه کلاسی :))بچسبد به: دلبریای زندگی...
ادامه مطلب
باختیم. سوم شدیم. وختی تموم شد و حذف شدیم فهمیدم اونقدام مهم نی.رفتم یه نوشابه قوطی زرد و دوتا بستنی خریدم واس خودمو زیبا. زیبا اینا ما روبردن و دوم شدن. دوس داشتم اول شن ولی بازم خیلی مهم نی انگار. الان رو نیمکت کنار زمین نشسم دارم دنگ شو گوش میدم و دارن مسابقه پنالتی میدن. تا چارونیم اینجا وقت آزاد داریم و بعدم مسابقه پسراس که منتظرم شرو شه و لذت ببرم. بچسبد به: its ok...
ادامه مطلب
به آدمی که درحال غبطه خوردنه چی میگن؟غاطب؟مغاطب؟مغطوب؟ یه لحظه این تئوری تو ذهنم رشد کرد که برم با خاله تهرون،سُها هم هست.مجردی چن تایی خوش میگذرونیم و منم هر غلط دیگه ای که همیشه آرزوشو داشتم میکنم و انقد سبک میشم که برگشتنه میگم بلیط نگیرین.من پرواز میکنم میام خودم.اما خب همونجور که از جمله آخر پیداست من در خیالاتی بیش نیستم و شاید جالب باشه بدونین با خاله رفتن و تنها رفتن زیاد فرقی براشون نداره. و قراره(!) خودمون اوایل شهریور باهم بریم. ناشکری نباید کرد و غنیمت باید شمرد اما هیچ امیدی به خوش گذشتن ندارم درموردش. دارم فکر میکنم چه چیزایی واجبتره بخرم که پولامو مدیریت کنم. هیچکسو ندارم که باه...
ادامه مطلب
خب منم بالاخره به این آرزوی یک هفته ایم رسیدم با قانون جذب و انقد گفتم دلم پیتزا میخواد که امشب دعوت شدیم به یه پیک نیک خونوادگی با پیتزای خان برگر. هرچی باشه بهتر از هیچیه.+ بسته ی دیتام به طرز مرموزی در عرض چند دقیقه از یک و سه دهم گیگ رسید به صد و بعد هم اون صد در کسری از ثانیه صفر شد. اعصابم خورده سرش. بچسبد به: دیگه چه خبر...
ادامه مطلب
شماها هم شیر با قند دوس دارین یا فقط من یه دچارم؟ از بچگی جزو چیزای مورد علاقمه.قند و شکر با چای و قهوه و فلانو ترک کردم خیلی کم میخورم ولی این اصا یه مقوله جداست. بچسبد به: دلبریای زندگی...
ادامه مطلب
- چیه راه رفتن تو پیاده رو؟خیلی بی مزه س.میدونین یکی از آرزوهام اینه که یه بار خیابون ولیعصرو از میدون تجریش تا اون پایین پایین رو لبه جوب راه برم. - عجب آرزوی بامزه ای.- ولی نمیشه. -چرا؟ - مردم میگن خُله. "دختری با کفشهای کتانی" بچسبد به: من نمیگم...
ادامه مطلب
کسی نگفت چرا خانه ات اثاث نداردکسی نگفت چرا کودکت لباس نداردکسی نگفت چرا بودنت شبیه به مرگ استکسی نگفت چرا مردنت هراس نداردنگفت چون که پشیزی نداشت گفتنِ اینهاکه این مداخله دخلی به اسکناس نداردسیاست است و سیاست علی شناس نداردسیاست است و به جز چند عمرو عاص نداردجهان که شیفته ی چشم سبز و روی سف...
ادامه مطلب
خب اولین تو هر چیزی جالب و خاص بنظر میاد. الانم سه دقیقه از اولین روز آبان گذشته. اسم آبانم میاد من یاد این مصرع از روا میفتم : مثل خورشیدِ ظهرِ شهریور مثل بارانِ عصرِ آبانی ... + غیر از اولین بودن،عدد روز تولد هرکس توی همه ماهها براش بولد و تیره تر.چون میتونی دقیقتر سنشو حساب کنه....
ادامه مطلب
توت خشک جزو معدود مواردیه که هم خیلی خوشمزه س هم ضرر نداره که هیچ مفیدم هست....
ادامه مطلب