
تو اتاقمون که رنگ آمیزیشو دیروز از صبح تا شب تموم کردم نشستم. رو موکت. بوی رنگ میاد و هنوز شبیه یه اتاق واقعی نیست. ولی میشه توش تنها نشست و تونتی وان پایلوت رو با صدای بلند گوش داد و یه چیزایی نوشت.ا...
ادامه مطلب
یکی از پسرای کلاس زبان اکثر وقتا همه ی مسیر برگشتو از قصرالدشت تا ارم پیاده میره. و من چقد غبطه میخورم بهش....
ادامه مطلب
امتحان خوب بود. با وجود اینکه دلم قبلش میخواس یه جوری بخونم ک کلمه ب کلمه کتابو از حفظ بگم، و جوری تونستم بخونم که سر جمع به دو ساعتم نرسید. اما خوب دادم. اهل نمره حساب کردن نیستم ولی اوکیه. بعدشم واستادیم شیرینی خامه ای خوردیم و عکس گرفتیم و خدافظی کردیم تا ترم بعد.بچسبد به: دلبریای زندگی...
ادامه مطلب
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës ...
ادامه مطلب
بوسیله سایت good reads یه ایمیل از یه نفر دریافت کردم که بهم گفته اگه دوست داری و سوالی داری از جان گرین میتونی بفرستی و ما تعدادی از سوالای جالب و با جوابشون تو روزنامه YA اکتبر چاپ میکنیم. به بهانه کتاب جدیدش Turtles All the Way Down+ هیجان انگیزه. خیلی خیلی. ولی سوالم چیه؟ مهمترین سوالم؟بچسبد به: دلبریای زندگی , من یه دچارم...
ادامه مطلب
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا...
ادامه مطلب
اون فیلمی که دیروز میخواستم از یوتیوب دانلود کنم و کردم، تئاتر موزیکال notredam de paris بود. این تئاترو دوس دارم بخاطر دوتا چیز. یکی اینکه فرانسوی خوندنشون و موزیکا به شدت قشنگه و یکی کازیمودو(گوژپشت).اینا سه تا از آهنگای این موزیکال ن. Belle Home in the sky از اینجا لینکشونو برداشتم،زیرنویس کل فیلمم همونجا هست. بچسبد به: دلبریای زندگی...
ادامه مطلب
ته دلم هی خالی میشه،هی خالی میشه... خودمو جم میکنم مچاله میکنم بازم دلم میریزه.دلم ناز کشیدن میخواد،مهربونی. نه.حالم از مهربونی و این لوس بازیا بهم میخوره. پرم از ناامیدی.نا امیدیه داره مچاله م میکنه.داره وزغ میشه و میاد سراغم. دلم میخواد یکی بگه ببین زهرا!تو چشای من نگا کن یه نفس عمیق بکش.تو عقب نی...
ادامه مطلب
وای خدایاانگار دوباره برگشته.دوباره داره روزبروز ساکن ترم میکنه.دارم دوباره بیخیال و بی انگیزه و بی فکر و خل و چل و تنبل میشم.داره میبلعدم دوباره.دارم میترسم دوباره.و دارم لَمْس میشم دوباره.سرم درد میگیره وقتی بهش فک میکنم.متنفرم از اینکه دارم با این موجود اعصاب خورد کن زندگی میکنم و انگار نه انگار....
ادامه مطلب
ینی ممکنه یه هارد با زمین خوردن نابود شه؟واقعا ممکنه؟...
ادامه مطلب