
اون چیزی که من تا حالا از عشق فهمیدم اینه که هرچقدم حس شیرین و زیبا و فلان داشته باشه یه سردرگمیه.یه بی قراری بزرگ.یه بیچارگی که ادمو میتونه به جنون بکشه.نه یه جنون مِلو و قشنگ و اروم.یه جنون واقعی!...
ادامه مطلب
امسال اونقد له له زدم واسه پاییز و انقد انتظارشو کشیدم که دیگه پاییز واسم منوط به دوازده دیشب و امروز و فلان نیست. از اول شهریور درو واسش باز کردم و انگار کردم که اومده و هست.وگرنه با اون گرما عمرا دووم نمیاوردم. بهرحال امسال برخلاف سالای پیش راس ساعت مطلب اپ نکردم و سلامم هم یه شب زودتر گفتم حتی و شعری هم نخوندم واسش.(بشدت lose شدن همه شعرای پاییزی تو این دو سه شب) اما بازم مرسی که علیرضا بدیع و رستاک و بقیه شون هستن که اینجوری خوب شعر بگن واسه پاییز عزیزدل. حرف خاصی ندارم.تشکر میکنم ازپاییز و عوامل و دست اندرکارانش. + سال واسه من تازه شروع شده حالا.بریم برس...
ادامه مطلب