1015.روز شعر فارسی
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 10:49
xa0 منم که شعر و تغزل پناهگاه من است چنان که قول و غزل نیز در پناه من است شهریار
1014.رویاها فوق العاده ن.مثل کار تو یه مهدکودک که فوق العادس.
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:27
خودم که باورم نمیشه همین الان دراز کش دس رو پیشونی داشتم رویاپردازی یه مهدکودکو میکردم.مربی هیژده ساله ی مهد بودن.شما رو نمیدونم.
1012.برچسب کاری
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 11:08
یکی از خوبترین حسا وقتیه که از حموم بیای رو پیشونی و گوشاتو با روسری و شال محکم ببندی.
1012
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 11:08
پاییز از وقتی قشنگیاش معلوم شد که مدرسه نرفتم.
1009.به کمی دیوانگی نیازمندیم.
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 0:19
خسته و کلافه شدم از این مثبت بودن.از این عاقل و درک کننده بودن. دلم بی عقلی میخواد.یه خرابکاری اذیتی شیطنتی.یه چیزی که گند بزنم و بهش بگن "جوونی کردن" یه دیوونگی ای که خطر داشته باشه انگشت نما شدن داشته باشه چش غره داشته باشه. لعنت ب من که هیچوخ همچین کاری نکردم.هیچوخ همچین آدمی نبودم.حتی واسه یه رو...
1010.تصور کن حال منو وختی...
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 0:19
من از چیزایی که خز بشن بدم میاد. حالا بد اومدن از چیزایی که خز بشه ، خز شده.
1011.من یه دچارم
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 0:19
نمیتونی تصور کنی چه حسی داره وقتی مجبور باشی چیزایی رو بشنوی که میدونی ، فقط بخاطر اینکه به یادشون نمیاری.
1008.احساس برانگیز به معنای کلمه
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 3:32
بنظرم پارالمپیک از المپیک خیلی جذابتره. چون اینکه راس راس راه بری و در نرمال و ایده ال ترین شرایط ممکن بدنی باشی و ورزش کنی و گل بزنی یا نزنی انقدری جذاب نیست که با چشمای بسته یا مغز معیوب یا روی ویلچر این کارو انجام بدی. + در حال حاضر دارم بازی فوتبال پنج نفره ایران و ترکیه رو میبینم.واقعا هیجان ان...
1007.زیبا بود
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 11:12
امروز فهمیدم من با دیدن صِرف قیافه یک نفر نمیتونم بگم خوشگله یا نیست. باید یه چیز دیگه هم باشه.مثلن اینکه بدونم چطوری لبخند میزنه و میخنده.چطوری حرف میزنه.چطوری راه میره. وقتی میدونم که این ادم باهوشه،چشماشو یجور دیگه میبینم. یا مثلا وقتی میفهمم این یه فرد مهربون و آرومه به موهاش یه طور دیگه نگاه می...
1006.بزنم به تخته بزنم به تخته
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 18:34
انگار حالم خوبه.عینک مثبت بینی و مثبت اندیشی نمیدونم از کجا اومده رو چشام ولی خب.ما که بخیل نیستیم. + فک کنم یه مدت داغون بودن جواب داده و خستم کرده و حالمو بهتر کرده.
998
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
دلم یه چیز خوشمزه میخواد... یه چیز خوشمزه که زودم تموم نشه... خیلیم خوشمزه باشه...
شماره نزدم اینو چون حیف بود شماره 999 به این قشنگی یه جمله چرت راجبه حغرافیا باشه.
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
من از جغرافیا متنفرم (ناله) :((((
999.مثلا این خیلی شیک و مناسبه واسه مطلب نهصدونودونهم.
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
میلیاردها میلیارد آدم روی کره زمین در حال زندگی اَند و من هیچ وقت هیچکسی را نداشته اَم که وقتی حواسم نیست ازمن عکس بگیرد...xa0 همینقدر تنها... همینقدر بیهوده... و به گمانم اگر تکنولوژی تا آنجا پیش نمیرفت که به عکس سلفی برسد،xa0 من از یک جایی به بعد تا به امروز هیچ عکسی از خودم نمیداشتم... :/ + :( xa...
1000
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
آسمان روشن و آبی کنون تلخ و ملال انگیز سپید پوشیده بودم با موی سیاه اکنون سیاه جامه ام با موی سپید می آیم می روم می اندیشم که شاید خواب بوده ام می اندیشم که شاید خواب دیده ام خواب بوده ام خواب دیده ام... - شاعر رو نمیشناسم.ترانه ی یکی از آهنگهای فرهاد مهرادِ مَرد -
1001.چشام پرِ اشک شد یه لحظه
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
چن دقیقه پیش کتاب "پیش از بستن چمدان" م رو که مینو کریم زاده خودش امضا کرده و فرستاده واسم رو کف اتاق دیدم،برش داشتم دیدم پشت و جلوش هی نقطه نقطه و خط خط خودکاری شده و کثیف.از زیبا پرسیدم میگه برده بودمش فلان جا(فلان جا ینی به مدت سه روز تو کیفش بوده با یه مشت خرت و پرت دیگه) ، کس دیگه ای هم هست که ...
1002
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
بی رودروایسی که فک میکنم میبینم اون چیزی که دلم میخواد اینه که یه نفر از اون سمت دلمو قرص کنه و بهم بگه برو.منتظر اینم ینی فقط.
1003
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
میلاد دخانچی جدیدا به این نتیجه رسیده خاطره اون چیزیه که دوربین نمیتونه ثبتش کنه. موافقم باهاش.
1004.تصمیم جدید اینه :
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
دیگه حتی اگه بگن بیا بریم تهرونم قبول نمیکنم. حتی اگه بگن گالری هم میبریمت خودمون. هیچ حا نمیرم دیگه اصن. گور بابای همه چی.گور بابای ثبت نام پیش دانشگاهی ک وقتش میگذره.گور بابای کانون زبان که ترمش شروع میشه.گور بابای کتابفروشی و کتابخونه که نمیرم. باشگاهو میرم فقط محض نمردن. + اگه منم یهو جوگیر شدم ...
1005.باشه خب حالا
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:34
اره.نمیتونم بخاطر یه لجبازی بزنم زیر زندگی و اینده.ولی خب حداقل تا اخر شهریور قد دوهفته که میتونم لج کنم؟یه لج عمیق و ریلکس کننده.