1328.a dream
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 19:26
الان که برا پهن کردن لباسا رفتم رو تراس،اولین چیزی که توجه جلب میکرد سکوت محض خیابون بود.که هم دلچسبه هم ترسناک. ولی یکم که گذشت سرمو بالا کردم و با یه تصویر فوق العاده از یه آسمون پر ستاره روبرو شدم.این تصویر منو برد به شیش،هفت سالگیم.وقتی تابستونا رو همین تراس همه مون دسته جمعی میخوابیدیم.اون موقع
1329.The Prestige
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 19:26
پرستیژ فیلمی بود که حتی اون نسخه ی سانسور شده ی قاطی پاتی ای که از تلویزیون پخش شد هم منو تو اون سن به وجد اورد و تبدیل شد به بهترین فیلمی که دیدم. هرچند که اون کجا و اصلی که الان تو هیژده سالگی میبینم کجا.پرستیژ واقعا فیلم مسحور کننده ایه. و من واقعا کریستوفر نولانو میپرستم بابت فیلماش. بچسبد به: د...
1330.Its the true
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 19:26
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا
1331.tghk fi lk
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 19:26
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
1332
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 19:26
همش حس میکنم باید یکی باشه باهاش حرف بزنم.ولی نیست.در حالیکه اونقدرا تنها نیستم.اما پیش هیچکدوم دهنم باز نمیشه.و اینا منو به این نتیجه میرسونه که نزن اینا رو.و من هی نمیزنم حرفا رو و همش حس میکنم باید یکی باشه باهاش حرف بزنم.ولی نیست.بچسبد به: من یه دچارم
1333.آرزو
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 19:26
میدونیآرزوم اینه که یه آرزویی داشته باشم که حاضر باشم سرش دس بدم پا بدم سر بدم جون بدم.حاضر باشم سر خواستنش بجنگم.بچسبد به: دریمی , من یه دچارم , هزار و سیصد و چند +xa0 xa0یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ ؛ xa01:27xa0 | xa0سادهxa0 |xa0
1334.بیس و هف تا؟؟؟
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 19:26
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
1335
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 19:26
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا
1090.متولد آبان ۹۵
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
از نظر من جذاب ترین و هیجان انگیر ترین بخش از ماجرای متولد شدن یک نوزاد،انتخاب اسمش است. پیش خودم حدسهایی میزنم و ته دلم میخواهد در نهایت اسمی بشنوم که غافلگیرم کند. سه روز پیش دختر کوچولویی در فامیل مادری متولد شد. اسمش را گذاشته اند ، فردوس!
1091
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
نمیدونم چطو شده امسال شب تولدم ذوق شعر و عشقم گل کرده.
1092.دوشنبه 1 آذر 95
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
امشب با پوشیدن یکی از گردنبندای محبوبم و سر کردن چادر مشکی محبوبم که روش طرح مخمل داره و خال خال سفید و با خوردن کیک و نارنگی و موز و با خندیدن به کارای دخترکوچولوی فامیل و ... شب تولد خوب و دوس داشتنی ساختم واسه خودم :) + میدونی...من چون این روز واسه خودم اینهمه خاص و فوق العاده و عجیب غریبه فک میک...
1093.تنها کاری که قبل از هیژده سالگی انجام دادم
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
راسی این روزشمارمه.که البته حالا دیگه همه خونه هاش رنگیه.
1094
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
وختی تلفن داشت بوق میخورد و منتظر بودم که پسرعمو جواب بده و بگه درمورد هاردم چه خبر شده،پیش خودم فک کردم یا امروز یه هدیه تولد توپ میگیرم از خدا یا تبدیل میشه به یکی از غمگین ترین روزای تولدم. و خب راستش اصلا دلم نمیخواس امروز چیزی انرژیمو ازم بگیره.بخاطر همین یه بار خواستم قطع کنم و فردا زنگ بزنم.ا...
1095.با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
30 آبان 95 ؛ 18:55 فردا در هجدهمین ایستگاه منتظرت خواهم بود با چمدانی که هرچه می گذرد خالی تر می شود و با چشمانی که هر چه می گذرد مشتاق تر فردا تمام روز را روی نیمکت ایستگاه منتظر میمانم سرم را پایین می اندازم و چشم چشم میکنم دنبال کفشهایی که جلوی نیمکت توقف خواهند کرد فردا که می آیی آبی بپوش که وقت...
1096.duman
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
چن روزه که دنبال اسم و رسم آهنگ محلی سریال هشت و نیم دقیقه میگشتم.همین الان یافتمش :) به زبون کرمانجی ه و به شدت زیباست. دومان - محسن میرزاده
1097
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
روزی هشصد و هفتاد و چار بار نظرم راجب موهام عوض میشه.
1098
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
میدونی... نمیدونم.
1099
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 2:39
کاش ادم وختی خودش نوجوون بود میدونست که تحمل نوجوونا چقد سخته و چقد همه صبوری میکنن در برابرشون. حتا شاید همین الان همه ی خونوادم در حال تحمل کردنم باشن.
1079.Terrible
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 8:07
ینی ممکنه یه هارد با زمین خوردن نابود شه؟واقعا ممکنه؟
1080.باید بخوابم.اره باید بخوابمو حالاحالا هابیدارنشم.
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 8:07