1911.کارهایی که قبل از هیژده سالگی باید انجام داد
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
یک سال پیش همین موقعا بود که روزشمارمو ساختم و از خودم پرسیدم تو هیژده سالگی ادم باید چه کارایی بکنه؟ خب اونقدرام ناامیدکننده نبود. اولا که هیژده سالگی رو با رای دادن و گرفتن گواهینامه و باز کردن حساب بانکی مستقل، خیلی عمیق لمس کردم. دومش اینکه درسته نتونستم یه صندوق از اون خرت و پرتا جمع کنم یا مثل...
1912.شنیده ام عزم سفر کرده ای(۳)
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
موزیک ماشینو دادن دست من همه حالشو دارن میبرن :)) رگ خواب همایون شجریانو گذاشتم، مهرماه میگه به سنتون نمیخوره اینا، شما باید رپ گوش کنین :))بچسبد به: دلبریای زندگی
1913
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1914.شنیده ام عزم سفر کرده ای(۴)
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1915.شنیده ام عزم سفر کرده ای(۵)
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1916.شنیده ام عزم سفر کرده ای(۶)
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
راس میگه مامانم. اولین چیزی که به ذهنم رسید و به دلم رسید این بود که چقد ناراحتم از اینکه دیگه اینجا زندگی نمیکنیم. ولی یه چیز دومی هم به ذهن و چشمم اومد که نمیخوام بگمش. ولی در کل. راضی ام که اومدیم ولی در این لحظه خوش حال نیستم. هنوز به خود تهران عزیز غم انگیز و زیبا و مغرورم نرسیدیم.بچسبد به: دلخ...
1917.آخر راهی که باید من ازش بگذرم این نیست
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1918.میتونه فوق العاده باشه میتونه همه چیو بهم بریزه
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1919.قرارداد نوزده نوزده :)))
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:30
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1792.شب.شبیخون.
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا
1793.مصائب زندگی
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا
1794.باید قهرمان شیم.
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
مسابقه اولمون با اون یکی باشگاه بود. بعد از کلی معطلی و بیکاری یه کم سِر شده بودیم. اولشم گفتن اونا کامل نیسن میخواستن بازیو لغو کنن ولی خب ما اعتراض کردیم.بازی شروع شد.نیمه اول فقط اونا سه تا پنالتی گرفتن ک دوتاشو گل کردن و هیچ گل دیگه ای زده نشد و دو هیچ عقب بودیم ولی خب اصلا قرارمون نبود تو مرحله...
1795.باخت
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
باختیم. از مرضیه اینا. همونجور که دیروز اولین برد زندگیمونو داشتیم امروز اولین باخت زندگیمونو داشتیم.و عجیب و غریب ریختم بهم. قبل از رفتن میخواستم اینجا بگم از باختن بدم نمیاد، از باختن میترسم. و ما باختیم. و من ناامیدترین آدم کره ی زمین شدم. و هنوزم هستم. و ترجیح میدادم و میدم با تیمم حرف نزنم تا ت...
1796
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا
1797.هوش خوابه عقل دَنگه
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا
1780.هوش خوابه عقل دَنگه عقل دَنگه عقل دَنگه عقل دَنگه...
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
بذارید اعتراف کنم حسای امشبو، اتفاقات، صداها، دیالوگا و اون یادداشتا. اونقد دوسشون دارم که دلم نمیخواد با هیچکس شریک بشم. دلم میخواد بگیرم همه شونو تو بغلم و سفت بچسبم و خودم تنهایی هی مرور کنم هی حالم خوب شه. هی کیف کنم.حالا شاید فردا پس فردا راضی شدم باهاتون شریک شم :) + شایای دوس داشتنی... طاهای ...
1781.هوش خوابه...
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
آبا که اسپری میشد انگار جون دوباره بود. روح بود. شوق بود. بوی بارون بود. + یه جایی که قشنگ و دلبر بود.و باب پاتوق شدن. هرکدوم اومدین شیراز بگین یا خودم میبرمتون یا آدرس میدم برید این جای خوشگلو که کافه و کتاب و هنر و گل و شیرازو باهم داره رو ببینین.بچسبد به: دلبریای زندگی
1782.صدا را به دل مبتلا کردم...
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:22
باختیم. سوم شدیم. وختی تموم شد و حذف شدیم فهمیدم اونقدام مهم نی.رفتم یه نوشابه قوطی زرد و دوتا بستنی خریدم واس خودمو زیبا. زیبا اینا ما روبردن و دوم شدن. دوس داشتم اول شن ولی بازم خیلی مهم نی انگار. الان رو نیمکت کنار زمین نشسم دارم دنگ شو گوش میدم و دارن مسابقه پنالتی میدن. تا چارونیم اینجا وقت آزا...
1756.ای سایه صبر کن که برآید به کام دل،آن آرزو که در دل امیدوار توست
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:49
به آدمی که درحال غبطه خوردنه چی میگن؟غاطب؟مغاطب؟مغطوب؟ یه لحظه این تئوری تو ذهنم رشد کرد که برم با خاله تهرون،سُها هم هست.مجردی چن تایی خوش میگذرونیم و منم هر غلط دیگه ای که همیشه آرزوشو داشتم میکنم و انقد سبک میشم که برگشتنه میگم بلیط نگیرین.من پرواز میکنم میام خودم.اما خب همونجور که از جمله آخر پی...
1757.دلتنگ پیتزا بودم.
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:49
خب منم بالاخره به این آرزوی یک هفته ایم رسیدم با قانون جذب و انقد گفتم دلم پیتزا میخواد که امشب دعوت شدیم به یه پیک نیک خونوادگی با پیتزای خان برگر. هرچی باشه بهتر از هیچیه.+ بسته ی دیتام به طرز مرموزی در عرض چند دقیقه از یک و سه دهم گیگ رسید به صد و بعد هم اون صد در کسری از ثانیه صفر شد. اعصابم خور...