2059.اتفاق است و می افتد...
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 23:33
[unable to retrieve full-text content]نیست مولانا جهان از شمس تبریزی پر است تشنه جانی کو وگرنه قحطی محبوب نیست
2060.cloudy
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 23:33
امروز از اون روزای خاکستریه اینجا.خورشید یه لحظه م رخ نداده، ابرا یه لحظه م بغضشونو نشکوندن. همه تو سکوت دارن نگاه میکنن ببینن چی میشه. یجوری کسل و گرفته س که هیشکی حرف نمیتونه بزنه. تا فردا که بغض بترکه و خیس شیم زیر گریه ها.
2061
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 23:33
[unable to retrieve full-text content]بغضش ترکید.
2065.جمشید، وای از آذر...
-
تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 23:33
دارم به دیروز فک میکنم. اینکه چن تا قدم زدن به یاد موندنی داشت. یکی اون بیس دقیقه نیم ساعت قدم زدن با چتر از شیرینی فروشی تا کلاس فرانسه. یکی اون نمیدونم چند دقیقه تو محوطه ارم.بعد از دیدن فیلم نگار، با انسیه. هم اون تیکه سرازیری تالار حکمت هم تیکه ی خوابگاها که اونقدرم سخت بنظر میرسید در لحظه و الا...
2062.شبیه موسیقی متن زندگی شگفت انگیز امیلی پولن
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 21:40
اصلا همینکه اولین بارون امسال، اولین بارون پاییز، از شب یک آذر شروع شده و حالا حالاها نمیخواد تموم شه، من انگار دنیا رو دارم. انگار دنیا امروز داره به ساز من میرقصه :) ساز منم داره یه والس فرانسوی میزنه :)بچسبد به: دلبریای زندگی , من یه دچارم , همه هشتگای خوب جهان
2063.شمس لنگرودیِ سپیدمویِ دوست داشتنی
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 21:40
[unable to retrieve full-text content]رفته ای از بر ما چشم به راهیم بیا ...
2064.آخ چه خوبه که میشه خوابید...
-
تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 21:40
میدونی... لذت خواب... لذت خواب عمیق... از اون خوابایی که یه روز پر از کارای باحال پر از پیاده روی پر از خوشحالی و پر از فعالیت پشتشه... یکی از بزرگترین چیزاییه که بابتش شکرگزارم. اصا یه حسی داره ها...بچسبد به: دلبریای زندگی
2038.اعتراف میکنم
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 18:46
[unable to retrieve full-text content]آرامشی که در بغل هست...
2040.لای منگنه. از چسب و مومیایی وحشتناکتر.
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 18:46
من خوش خیالو بگو که داشتم غصه میخوردم نکنه یه موقع مجبور شم بین بسکتبال و فرانسه انتخاب کنم. حتی شده قد یه جلسه. حالا ببین بین چی و چی باید انتخاب کنم... + این موقع هاست که جای احمد خالیه. که من خودمو جاش حس میکنم. حس میکنم من دارم جور نبودنشو میکشم. منو چه به بچه بزرگ بودن. چه به مسئول بودن. چه به ...
2041
-
تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 18:46
دارم دق میکنم. بابت همون یه دونه اس ام اس دارم دق میکنم. بدون هیچ اشک و نالهای بدون هیچ مریضی و تبی بدون هیچ داد و فریادی. راس راس دارم راه میرم و آخرش دق میکنم. هی خودمو راضی میکنم، شرور بازی در میارم، بیخیال بازی در میارم، حق به جانب میشم، ولی ته
1999
-
تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 17:20
اين نامه را براي تو مينوسم كه نخوانيخواندنت دردي را دوا نميكندكسي كه حرف رفتن را ميزندارزش ماندن را نميداندبانو جانقصه ي ما پايان خوشي نداردتو با باور همين پايان مرا شناختيمن به ماندن ميانديشمتو به رفتنفاصله از همين جا شروع ميشودنه من انسان ويژه اي ه
حیفم میاد عددهمچین پست مزخرفیو بذارم 2000
-
تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 17:20
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1996.سر یه همچین چیز مشابهی
-
تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 8:44
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1997.il est où le bonheur, il est où
-
تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 8:44
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1998.The Clouds Are Pressing
-
تاریخ: 1396/7/29 ساعت: 8:44
تو میدونی که ما نسل ابریم xa0تو میدونی که ما در دست بادیمxa0تو میدونی که ما شکلی نداریم xa0تو میدونی که ما شهری نداریم xa0که یاد گرفتیم ، چون شهری نداریم xa0شکلی نخواهیم xa0شکلی نگیریم دنگ شوبچسبد به: مُسَکِّن , من یه دچارم
1991.سالی که اولین نسخه لینوکس منتشر شد.
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 15:00
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1992.همیشه آرزوم بوده بتونم روش کار این زنجیر احمقو برا یکی توضیح بدم ببینم سرم آروم میشه یا نه
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 15:00
هیچ چیز زندگیم درست نیس. سر جاش نیس. زندگیم، زندگیمون... نمیدونم. این زندگیمال هرکی که هست خیلی درهم و فلانه. دوسش ندارم. خودمونو دوس دارم اما زندگیمونو نه. و اینه که میخوام زندگی خودمو داشته باشم. چون خیلی زور بزنم خودمو میتونم جم کنم. نمیتونم برا بقیه کاری کنم. نمیتونم به کسی کمک کنم. علاقه ای به ...
1993.دلبریای خالص زندگی
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 15:00
استاد گفت حالا هرکدوم یه اسم واسه خودتون انتخاب کنین. من شدم امیلی :)دیگه با این اسما صدامون میزد :)) آلیس، ماری، انزو، کلارا، الکساندر، ... چه کلاسی :))بچسبد به: دلبریای زندگی
1994.خوشا پری نداشتن...
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 15:00
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës
1995
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 15:00
صبحی تو خواب یکی داشت سیب قاچ میکرد، قاچ آخرو که باریک تر از همه س همیشه بهم تعارف کرد. منم گفتم نه ممنون. عادت ندارم صبحونه چیزی بخورم، این سیب گرسنه م میکنه. حالا میگم کاش گرفته بودم الان دهنم مزه سیب میداد لااقل.بچسبد به: شب بیداری