2195
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:00
- نمیرم بیرون. چون میترسم. از آدما میترسم، از اتفاقایی که ممکنه بیفته میترسم، از خودم! از خودم وقتی اون بیرونم میترسم. نه اینکه فک کنی میترسم یکی تفنگ دراره منو بکشه یا بندازتم تو ماشین و ببره، نه. میترسم باهام حرف بزنن. بعد یهو دیدی منم باهاشون حرف زدم. میترسم برم یه جا، بعد دوس داشته باشم بازم برم...
2184
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:26
دارم فکر میکنم چرا نمینویسم دیگه؟و چرا توی اینستاگرام یه بخشایی از خودمو سانسور میکنم؟به این فکر میکنم که چی شد که اینی شدم که الان هستم؟ و قراره تا چند ماه دیگه کی باشم؟به این فکر میکنم که اشتباه کرد
2185
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:26
اره من زیاد عصبی میشم حدیدا سر این قضیه. ولی ایا عصبی شدن و نشدن من فرقی تو اصل ماجرا داره؟
2174
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
یه غم خیلی خیلی بزرگ دارم یه جایی از قلبم. انقد ایگنورش میکنم که حتی غمگین هم کم میشم بابتش. غم عمیقیه که ترجیح میدم اصلا سمتش نرم که غرق شم یهو. هرازگاهی فقط یه موجی ازش میزنه تو گلوم.دلیلشم اصلا دلیل عجیب غریب یا باشکوهی شاید نباشه از نظر خیلیا. خیلی غم تین ایجری ایه.
2175
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
یکی از شیرین ترین خوابهای عمرمو امشب رفتم. مث زمان مدرسه که نمیفهمیدم کی خوابم برده. ده و نیم شب.سحر که بیدار شدم یه حس خوب و بدون خستگی عجیبی داشتم. خلاصه.
2176. کجا برم؟ چیکار کنم؟
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
یه سری تصویر از چند تا فیلم تو ذهنم هست که اصلا نمیدونم کدوم فیلمان. و گریه پشت چشامه بعنواناهنگپس زمینه این صحنه ها.میشه لطفا ؟
2177
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
من همیشه از کلی جنسن خوشم اومده ودلم سوخته براش وتحسینش کردم. ولی امشب حس هانا بیکر بودن دارم و احساس خطر میکنم.
2178
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
یه بار که از حال بدم حرف میزدم و کسالتم، نرگس گف عضو یه گروه شو. یه گروه خیریه مثلا.قبول دارم. عضوی از یک گروه بودن حس خوبی میده به ادم.
2180
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
بیاید یه کم دورهم تعریف کنیم.چن روز پیش که پست مربوط به عضو گروه بودنو گذاشتم تو بهبوهه یه افطاری بودیم. افطاری گروه بهمان. نمیدونم قبلا گفتم گروه بهمان چیه و کیه و ازز کجا اومده یا نه. ولی فعلا مجال
2181
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
میشه فقط یکی بیاد تو بغلش گریه کنم تا خوابم ببره و تا وقتی گریه میکنم حقو بده به دل من که دلم خوش شه. بعد بیدار شم پاشم برم تصمیم منطقی و درست رو بگیرم؟xa0xa0+ اهل النخل - مهدی یراحی
2182
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
بذارین یه چیزی رو با صدای بلند اینجا بگمبعد از این همه مدت ندونستن اینکه چی میخوام تو زندگی یا قراره چیکار کنم، برای چند ماه یه سوژه مشخص رو آرزو کرم. عینی و قابل لمس.پریشب به آرزوم رسیدم و قرار بود شنبه آرزوم به تحقق بپیونده.دیشب آرزوی برآورده شده م رو مچاله کردم و انداختم سطل آشغال. مجبور شدم مچال...
2183
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 22:06
اولین بستنی مزخرف زندگیمو خوردم.بستنی لیوانی شکلات تلخ و پرتقال کاله :/پرتقال رو ندیدم موقع خریدن.xa0چارهزار تومن پول دادم یه بستنی مزخرف تلخ بدمزه :/ کی شکلات تلخو با پوست پرتقال میخوره اخه؟توش پوست پرتقال ریز شده ست ://///
2110.aller a pied
-
تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 16:46
[unable to retrieve full-text content]یکی از پسرای کلاس زبان اکثر وقتا همه ی مسیر برگشتو از قصرالدشت تا ارم پیاده میره. و من چقد غبطه میخورم بهش.
2111.wonderland
-
تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 16:46
بعضیا انقد خوبن ادم حس میکنه توهم ان.جدیدا تو شهر یه چیزایی میبینم که دیگه برام انقدرم سخت نیس باور آرمان شهر.+ تو مداری قرار گرفتم که آرمان شهرم یواش یواش داره تو همین شهر دودی معمولی ظهور میکنه.بچسبد به: من یه دچارمLet's block ads! (Why?)
2112.حالا هی برو حالا هی بگرد
-
تاریخ: 1396/12/22 ساعت: 16:46
از دیروز تا حالا گیر دادم به "ساده س" امیرعباس گلاب.شعر واقعا هییییچی نداره، طرفدار گلابم نیستم ولی این یکی یه ملودی و ریتم باحالی داره. لحنش جالبه. خوشم میاد ازش :))بچسبد به: فانیLet's block ads! (Why?)
2098
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 3:25
[unable to retrieve full-text content]بچه ها، نذارین من کم بیارم خسته شم. مدیونین اگه بهم اجازه بدین جا بزنم.
2099
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 3:25
میدونی... نمیخوام کوتاه بیام ولی زورم تموم شده. تنهایی نمیتونم. تنهایی زورم نمیرسه و واقعا تنهام. همیشه دورم پر از آدم بوده و تنها بودم. چون معنی تنها نبودن واسم اینه که یکی بگه اره بزن بریم میشه. پایه م بهم زنگ بزن. پاشو بریم من میام باهات.اصلا چرا چیزی بگه؟ هیچی نگه و باشه. و من همیشه خواستم سر قا...
2100.حروم شد عدد به این قشنگی
-
تاریخ: 1396/11/25 ساعت: 3:25
[unable to retrieve full-text content]یکی از نگرانیا یا شاید بگم ترسای زندگیم ازدواجه. تاثیر خاصی نداره ولی گفتم بگم.
2092.تو دلم باشه بهتره. ولی دیگه نمیشه دیدش. دلبرُ.
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 20:35
بالاخره بعد از اینهمه وقت، یه چیز نو از رستاک شنیدیم. + ملاقاتی - رستاک حلاجریتم و ملودی اصا یه وضی! شعرشم خب رستاک همیشه شعراش غافلگیر کنندس. بلااستثنا. ولی این از اون دسته ای بود که از اون لبخندا داره موقع سورپرایزاش. یه نمه مدل صداشم عوض کرده نه؟ + رادیو چهرازی.بچسبد به: دلبریای زندگی
2093
-
تاریخ: 1396/11/7 ساعت: 20:35
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës